سمینار تخصصی استرس از دیدگاه زیست شناسی و روانشناسی سمینار تخصصی استرس از دیدگاه زیست شناسی و روانشناسی

به نام خدا

        سمینار تخصصی استرس از نگاه زیست شناسی و روانشناسی با حضور جمع کثیری از اساتید دانشگاه خوارزمی در تاریخ 28/ 10/ 94 در سالن شماره 7 دانشکده علوم زیستی واقع در پردیس کرج برگزار شد. در این جلسه که دکتر محمدی مدیر فرهنگی اجتماعی دانشگاه، خانم دکتر باهری مسئول مرکز تحقیقات پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا، دکتر طهماسب عضو شورای بسیج دانشگاه، دکتر تهامی مسئول کانون بسیج اساتید دانشگاه، دکتر امیری مدیر حراست دانشگاه و جمعی از اعضای هیئت علمی دانشکده های علوم زیستی، روانشناسی و علوم تربیتی و سایر دانشکده ها نیز حضور داشتند، پس از تلاوت آیاتی چند از قرآن کریم، دکتر نبیونی مسئول بسیج اساتید دانشکده علوم زیستی ضمن خوش آمد گویی به حضار، بر ادامه برگزاری این جلسات در ماه های آینده تاکید کردند و از اساتید و دانشجویان خواستند نقش موثرتری در توسعه علم و تحقیقات در سطح استان و کشور ایفا نمایند. دکتر شهربانو عریان به عنوان اولین سخنران به عوامل زیستی ایجاد کننده استرس و راه های بر طرف کردن این استرس ها اشاره کردند. ایشان با اشاره به اینکه استرس قسمتی از زندگی می باشد و قرار گرفتن  در شرایط استرس زا باعث بالا رفتن یادگیری هایمان می شود، خاطر نشان کردند که هر فرد باید سطح مطلوب استرس را در خودش بررسی کند. دکتر فراهانی نیز به عنوان سخنران پایانی، عوامل ایجاد کننده استرس را از دیدگاه روانشناسی مورد بررسی قرار دادند. ایشان با تعریف فرهنگ و شخصیت از دیدگاه روانشناسی، عوامل استرس زا در جامعه را به نوع شخصیت افراد و فرهنگی که در آن زندگی میکنند، نسبت دادند. فرهنگ و شخصیت دو جزو جدا ناشدني از هم هستند و بسته به اینکه افراد در جوامع فردگرا یا جمع گرا زندگی می کنند ، تحت استرسورهای محیطی مختلفی قرار می گیرند و راهکارهای مختلفی برای مقاله با این عوامل استرس زا وجود دارد.

سخنان دکتر شهربانو عریان در خصوص استرس از دیدگاه زیست شناسی

یک مسئله حیاتی که امروزه محققین با آن مواجه هستند تعریف استرس و مفاهیم وابسته به آن می باشد. واژه استرس حالت تهدید هومئوستازی یا تهدید تعادل یا توازن بدن را توصیف می کند. نیروهای مزاحم و تهدید کننده بعنوان عوامل استرس زا (استرسور) تعریف می شوند، در صورتیکه نیروهای خنثی که اثرات استرسورها را خنثی می کنند و سبب برقراری مجدد تعادل می شوند، پاسخهای تطابقی نامیده می شوند.

استرسورا به چند دسته تقسیم می شوند: استرسورهای فیزیکی شامل اختلالات محیط داخلی بدن نظیر کاهش قند خون و یا کاهش اکسیژن. استرسورهای محیطی نظیر سرما، گرما. استرسورهای چند شکلی شامل تحریکات مضر و فشارهای فیزیکی نظیر ورزش، جراحت و یا سوختگیها.

استرسورهای روانی محرکهایی هستند که روی مود و هیجان تاثیر می گذراند و سبب ترس و وحشت، اضطراب نگرانی یا ناامیدی می شوند. پاسخهای تطابق به استرس شامل فرآیندهای رفتاری و فیزیولوژیکی می شود که ارگانیسم برای برقراری مجدد تعادل در مواجهه با ابعاد وسیعی از استرسورها احضار می نماید. پاسخهای رفتاری شامل تغییر ادراک، افزایش سطوح توجه، افزایش هوشیاری ، تغییر در آستانه حساسیت، افزایش حافظه انتخابی، بی دردی ناشی از استرس و توقف رفتارهای تغذیه ای و رفتارهای و رفتارهای تولید مثلی می باشند. تطابق محیطی بعنوان تدارک انرژی لازم برای غلبه بر عوامل استرس زا در نظر گرفته می شوند. این تطابق سبب شیفت اکسیژن و مواد غذایی از نواحی مخزن به جریان خون سایتهای استرس دیده و سپس سیستم عصبی مرکزی و هم چنین تغییرات قلبی عروقی مناسب می شوند. آداپتاسیون در شرایط استرس باعث سم زدائی از محصولات سمی در بدن می گردد. تغییرات قلبی و عروقی شامل افزایش ضربان قلب، فشارخون و تغییرات تنفسی می باشند. ضمنا" بطور همزمان فرایندهای آنابولیک نظیر هضم، رشد، تولید مثل و سیستم ایمنی نیز متوقف می شوند. پاسخ استرس برای اجتناب از پی آمدهای رفتاری و یا فیزیولوژیکی مخرب می باشد. تداوم پاسخ به استرس می تواند در نهایت ویرانگر و مخرب باشد، بنابراین هنگامی که حالت استرس بدون دلیل طولانی می شود (Chronic stress)، پی آمدهای متابولیکی نظیر خستگی و تغییر در میزان قند خون و فشار خون، پیدایش انواع زخمهای گوارشی و سردردهای میگرنی، توقف پدیده های تولید مثلی نظیر ضعف جنسی و عدم ظهور سیکل ماهانه و حتی جوشهای غرور جوانی و نیز عواقب توقف سیستم ایمنی نظیر افزایش حساسیت به انواع عفونتها و انواع سرطانها می توانند رخ دهند.  در پاسخ به استرس محورهای مختلف نوروآندوکرینی در بدن فعال می شوند که از آن جمله محورهای HPT, HPGH, HPG, HPA  می باشند که درباره آنها بحث خواهد شد.  

 

سخنان دکتر محمد تقی فرمیهنی فراهانی در خصوص استرس از دیدگاه روانشناسی.

تعریف شخصیت: تمام ویژگی­های جسمانی و روانشناختی که باعث تمایز یک فرد با فرد دیگر می­شود.

تعریف فرهنگ از دیدگاه تیلور: مجموع باورها و داشته ها(هر چه که از گذشته و حال وجود دارد).

فرهنگ شبیه به شخصیت است به این معنی که ویژگی­های مادی و معنوی در یک کلّ سازماندار قرار گرفته و تعیین کننده هم هستند.ارتباط بین انسان و فرهنگش جدایی ناپذیر است. انسان از نظر روانشناختی در یک محیط معنی پیدا می­کند، از طرفی فرهنگ نیز در افرادی که آن فرهنگ را دارند معنی پیدا می­کند فرهنگ به دو دسته تقسیم می­شود: 1- فرهنگ فرد گرا ((individualism  2- فرهنگ جمع گرا (collectivism)

الف) فرهنگ و سیستم محیطی:

از نظر شاخص استقلال و خودمختاری ، در فرهنگ جمع گرا، افراد وابسته به هم هستند اما در فرهنگ فرد گرا ، افراد مستقل از هم رفتار می­کنند.

از نظر شاخص امنیت و فشارهای روانی ، در فرهنگ جمع گرا، افراد تا زمانی که در خانواده و در گروه هستد احساس امنیت می­کنند و اگر هم نوایی با جامعه را از دست دهند دچار استرس می­شوند . در حالی که در فرهنگ فرد گرا، افراد اگر هم نوایی با جامعه داشته باشند مورد سوال واقع می­شوند.

در فرهنگ فرد گرا، ارزش های فردی مهم است اما در فرهنگ جمع گرا حفظ میراث فرهنگی حائز اهمیت است . افراد خود را برای خانواده و اجتماع قربانی می­کنند و اگر به اندازه کافی به جامعه خود خدمت نکنند، دچار استرس می­شوند.

از نظر دسترسی به منابع اجتماعی ، در جامعه جمع گرا دسترسی خیلی زیاد است ولی در جامعه فرد گرا دسترسی به منابع اجتماعی امکان پذیر نیست.

خودکشی که در مرحله آخر افسردگی قرار دارد ، میزانش در جوامع جمع گرا با توجه به همه سختی ها و فشارها حداقل است.

ب) فرهنگ و سیستم شخصیتی :

در فرهنگ جمع گرا ، خودِ افراد با نُرم ها و استانداردهای دیگران تعریف می­شود در حالی که در فرهنگ فرد گرا اگر افراد سعی کنند مثل هم باشند، سرزنش می­شوند و هر کس باید unique باشد.

صفات شخصیتی مثل صفت مهربانی  در جامعه جمع گرا همان مقداری تعریف میشود که جامعه اجازه میدهد مثلا مادران باید فداکار باشند. اما در فرهنگ فرد گرا مرز ها خیلی شکننده است و هر کس هر طور که دوست دارد مهربانی از خود بروز میدهد.

از نظر کنترل خود، افراد در جوامع فرد گرا مستقل هستند اما در جوامع جمع گرا وابستگی وجود دارد.

از نظر انگیزش، در فرهنگ های فرد گرا، افراد داشته های خود را ارتقا میدهند و به آنچه که دارند رضایت نمیدهند و سعی میکنند هر روزشان را تغییر دهند. اما در جوامع جمع گرا افراد بیشتر سعی در حفظ وضع موجود دارند و کاری میکنند که از ضرر بیشتر جلوگیری کنند. در واقع معتقدند که چیزهایی که دارند نباید از دست بدهند.

ج) فرهنگ و شرایط زود گذر و انتقالی:

در جامعه فرد گرا افراد به خاطر استقلالی که دارند، در سن پیری دچار استرسورهای اجتماعی مانند تنهایی و جدایی میشوند. اما در جوامع جمع گرا، افراد جامعه جلوی تنهایی همدیگر را میگیرند. در واقع در این جوامع اگر دیگران برای افراد استرس ایجاد میکنند، در عین حال منابع کاهش استرس را هم فراهم میکنند.

د) فرهنگ و ارزشیابی شناختی و کنار آمدن (Coping):

در ارزیابی اولیه اگر فشار یا استرس وجود داشته باشد ارزیابیهای بعدی به کار گرفته میشود.

اهداف کنار آمدن یا سازگاری مجدد:

در جامعه فرد گرا، افراد قبل از هر چیزی به نیاز خود پاسخ میدهند اما در جامعه جمع گرا هر گونه سازگاری باید به نیاز های افراد جامعه هم پاسخگو باشد و اگر فرد فقط به نیازهای خود توجه کند، دچار استرس میشود. بنابراین سازگاری باید با ارزشهای فرهنگی جامعه منطبق باشد.

ر) فرهتگ و سلامتی و خوب بودن:

در جامعه فرد گرا، افراد به گونه ای هستند که باید مسئولیت کار خود را بپذیرند اما در جامعه جمع گرا افراد مسئولیت پذیر نهایی نیستند بلکه جامعه و دین در نهایت مسئولند و در این فرهنگ افراد اشتباهات خود را نمی پذیرند. اگر فرهنگ جمع گرا بتواند برای هر یک از افراد جامعه از نظر عملکردی کارامد باشد، پابرجا میماند. ولی اگر پاسخگو نباشد به سمت فرهنگ فرد گرا پیش میرود.

کشور ما و فرهنگ ما نه یک فرهنگ جمع گراست و نه فرد گرا، بلکه ما در یک حالت انتقال فرهنگی هستیم که ناشی از تحولات اقتصادی و اجتماعی است. در مجموع چند فرهنگی قدرت سازگاری بالاتری دارد و اگر کارکرد خوبی داشته باشد، ادامه میابد.